من که بیچــــاره شدم کاش ولی هیچ دلــــی ،
گیرِ لحنِ بــــمِ مردانــــه یِ محکــــم نشود...!
من که بیچــــاره شدم کاش ولی هیچ دلــــی ،
گیرِ لحنِ بــــمِ مردانــــه یِ محکــــم نشود...!
گاهی هم باید ماند
تا شیرین شدن زندگی دو نفره را
یکبار دیگر تجربه کرد
ماندن جرات می خواهد
ماندن صبر، گذشت و فداکاری می خواهد
ماندن "عشق" می خواهد ...!

ﯾﮑــــــے ﺑﺎﯾב ﺑﺎﺷﮧ !!
ﯾﮑــــــے ﮐﮧ ﺁבﻣﻮ ﺻבا ﮐﻨﮧ ،
ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﻮﭼــﯿﮑﺶ ﺻבﺍ ﮐﻨﮧ
ﯾﮧ ﺟــــــﻮﺭے ﮐﮧ ﺣﺎﻝ ﺁבﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﮐﻨﮧ ؛
ﯾﮧ ﺟـــــﻮﺭے ﮐﮧ ﻫﯿﭽــــﮑﺲ בﯾﮕﮧ ﺑﻠב ﻧﺒــﺎﺷﮧ
ﯾﮑــــــے ﺑﺎﯾב ﺁבﻡ ﺭﻭ ﺑﻠב ﺑﺎﺷﮧ
...
בلم کمــے تــــــو را…!
בروغ چرا ؟؟!!
خیلــے تــــــــــــو را مـے خواهـב ...
/capture/976393279590.jpg)
/capture/976393279590.jpg)
/capture/976393279590.jpg)
/capture/976393279590.jpg)
/capture/976393279590.jpg)
...من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی...
...و محکم در آغوشم بگیری...
...و شیطنت وار ببوسیم...
...و من نگذارم!
...عشق من، بوسه با لجبازی، بیشتر می چسبد...





عشـــق تملـک نیـــست ، تعلــق اســـت!
ولـــی اگـر بیایــی و بمانـی،بخدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا را وا کن و نامی بنویس
عشق به انضا شدنش می ارزد
گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
خوشبختی را در همین لحظه باور کن
لحظه ای که دلی به یاد توست !
اگر عاشقی کار دل است
پس چرا فکرم ذهنم هوشم و حواسم همیشه پیش توست ؟
باور کن میم مالکیتی که به آخر اسمم اضافه می کردی
زیباترین و گوش نوازترین عاشقانه ای بود که شنیدم
قشنگ ترین نگاهم را برایت کنار گذاشته ام
تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم !
با باران بارید و خیس شد خاطره ها
مرحبا بر دل ابری هوا
هر کجا هستی باش آسمانت آبی
و دلت از غصه ی دنیا خالی
حالا که دیگر قرار نیست
حوای من باشی با چه امیدی آدم شوم ؟
این فاصله ها که بین ما بسیارند
از بودن ما کنار هم بیزارند
یک روز برای دیدنت می آیم
اما اگر این فاصله ها بگذارند !
آنقدر از من و عشم دور شده ای که
چشمانم حتی خواب آمدنت را هم نمی بینند !
بوسه هایت انار را می ترکاند
نفس هایت سیب را می رساند
آغوشت ابر را می باراند
پاییزی ترینی تو !
عمق چشمات
قصه ی هزار و یک شب است
تمام نمی شود هر چه می خوانم
باید برای خودم کار دیگری دست و پا کنم
کار سختیست دوست نداشتن تو !
طوری که دل تو خواست باشم نشدم
دلخواه دل تنگ خودم هم نشدم
حوا تو به خانه بهشتی برگرد
من هم متاسفم که آدم نشدم
بگذار دیوانه صدایم کنند
مجنونم بگویند !
دیگر نامم را هر چه بگویند برایم فرقی ندارد
از روزی که تو دیگر اسمم را صدا نزدی !
زندگی کنیـــــــــــــــــــــــــــــم کـــــــــــــــــــــــــ ه خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا هـــــم عاشـــــــــقانه بگویـــــــــــــــــــــــــ د
وَصْطَنَعْتُــــــــــــــــکَ لِنَفْـــــــــــــــــــــسـی
(تـورا براے خـودم سـاخــــــــــــــــــــــــــــته ام!!! )
عاشــقانه هاے الـهـــــــــــــــــــــــــــی چـیــــــــــــــــــــز دیگریســــــــــــــــــــــــــــــــــــت....


موهای یک زن خلق نشده
برای پوشانده شدن
یا برای باز شدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبال کشیدن نگاه
موهای یک زن خلق شده
برای عشقش
که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...
عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!
وقتي خدا مي خواست تو را بسازد
چه حال خوشي داشت،
چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم.
دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم
یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟
بگی اره ..!!!
منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم
دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :
یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند..